اگه...

دختره وپسره توماشین بودن دختره میخواس

چیزی بگه روش نمیشدتو دست پسره یه برگه

کوچیک بودنزدیک مقصددختره گفت که دیگه

نمیخوادش پسره بابغض برگه رودادوپیاده شدنی

یه ماشین بهش زدومرددختره گریان

کاغذروبازکردنوشته بود (اگه روزی جداشی

میمیرم)

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱ ] [ ٧:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مینا ]