اگر

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
پسرک پاییز

اینکه دلتنگ توام اقرار می‌خواهد مگر؟ اینکه از من دلخوری انکار می‌خواهد مگر؟ وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش دل بریدن وعده دیدار می‌خواهد مگر؟ عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می‌شوم اشتباه ناگهان تکرار می‌خواهد مگر؟ من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تو اند. لشکر عشاق پرچم دار می خواهد مگر؟ با زبان بی‌ زبانی بارها گفتی: برو! من که دارم می‌روم! اصرار می‌خواهد مگر؟ روح سرگردان من هر جا بخواهد می‌رود خانه دیوانگان دیوار می‌خواهد مگر؟ " مهدی مظاهری "

SHaMal

فک کنم الان رو وبی من دارم میرم مسجد بعد نماز تونستی با هم هرف میزنیم ...

پسرک پاییز

دلم تنگ شده برای عکس هایی که از تو گوشیم پاک کردم برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگه چیزی توش نمی نویسم برای کسی که مدتهاست ندیدمش برای آدمهای حسودی که دورم می چرخیدن و نشناختمشون برای آرامشی که مدتیه دیگه ندارمش برای خودم که حالا خیلی عوض شده!

ویولون

به به ... زیباست و دلنشین ... باسلام و عرض ادب صاف و زلال بودن ... پاک کردن غبارها .... صیقل دادن آئینه و عشق حضرت دوست ... آئینه شو جمال پری طلعتان طلب جاروب کن تو خانه سپس میهمان طلب ... اگرچه ذات پاکش لامکان است چو نیکو بنگری در دل نهان است دلی در سینه ی صاحبدلان است که آن دل جای آن آرام جان است ... به عنایت نظری کن که من دل شده را نرود بی مدد لطف تو کاری از پیش