نقاب

 

دست به صورتم نزن

 

میترسم بیفتد نقاب خندانی که بر صورت دارم.....

 

وبعد

 

سیل اشکم تو راباخود ببرد....

 

وباز من بمانم وتنهایی

 

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
SHaMal

چشـــــــــــــــــــــــــــــــــــم گلکم !!!!!!!!!!! یه آهنگ شاد میزارم واسه خانومممممممممممممم خودم [لبخند][قلب][ماچ]

SHaMal

عشقم این آهنگی رو هم که گذاشتی خیلی دوووووووووست دارم [گل][گل][گل]

علی

تنهایی ریشه تمامی گناهان و درد هاست ؛ چوپان را "تنهایی"دروغگو کرد ... یه سری بهم بزن[نیشخند]

SHaMal

http://tapeshbafgh.blogfa.com/

مینا

سلام میناخانوم من شانسی به وبلاگتون اومدم!وب خیلی خوبی داری.... سعی کن در این دنیا خودت باشی...دیگران به اندازه کافی هستند...[چشمک]

گیتا

سلام عزیزم قشنگ بود[گل][گل][گل][گل][گل]

پرنسس تنها

سلام زن داداش گل و گلاب خودم یه مدت نبودم دلتنگت بودم راستشو بخوای دلم تنگ شده بود باز بیام فضولی کنم تو وبلاگت خخخخخخخخخخ مینا چرا جواب کامنت هارو همینجا تو وبلاگت نمیدی؟ وقتی نظری رو میخوای تایید کنی کنارش ویرایش هم هست اونو بزنی قسمت بالا نوشته پاسخ به نظر اینجوری میتونی همینجاجواب منو داداش شه مال و ... بدی همش برام سواله که چرا اینجا جواب نمیدی کامنت بچه هارو

مانگـــ__ــه شــ_ـــو

كودكی از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت خدا گفت ان را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم با خود فکر کرد و فکر کرد گفت اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم خداوند به او داد گفت اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم خداوند به او داد اگر ..... اگر ....... و اگر........ اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم خداوند گفت باز هم بخواه گفت چه بخواهم هر انچه را که هست دارم گفت بخواه که دوست بداری بخواه که دیگران را کمک کنی بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی و او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست در نگاه و لبخند دیگران